مرد سالاری در پناه سرمایه داریست

زن جنسیتی که در ادبیات جهان با الهه عشق همنام میشود و پستانهایش به کبوتران سفید بال و میوه های لذت بهشتی سرشار از شیر بقای بشری توصیف و نگاهش به آتشی سوزنده بردل خوانده میشود، در لحظه ای تنش زیر تهاجم فیزیکی ویا سلاح های گرم و سرد مردانی که زمانی معشوق یا همسر، پدر یا برادر او بودند، افتاده و بنام „قتل ناموسی“ کشته میشود.

در تازه ترین خبر از ممتد شدن قتل زنان جوان و نوجوان بخصوص در شهرستانهای ایران، نشانه های عمیق تفکر فئودالی خود را بوضوح آشکار میکنند. فرهنگ زن ستیز و نفرت مردانی که کینه توزانه بدنبال بهانه ای برای نابود کردن این جنسیت در زمان حیاتش میباشند. آنچه که در زمان تولد نوزاد „دختر“ به تاءخیر افتاده بود با بهانه ای سالها بعد با قتل یک زن آشکارتر میشود، „ننگ و سر شکستگی“ دختر داشتن که یا او را از „شرش“ با نام عقد و ازدواج از خود دور کنند و بگویند تا بحال دختر من بودی و از این ببعد „همسر“ این مرد هستی، و یا او را که تن به ازدواج نمیدهد یک زمانی از میان بردارد. این نفرت به زن میتواند با انگیزه جنسی به دختران خود که در نهانخانه روحشان خفته ست در بیداری به قهر تبدیل شود.
طبق اعلام سازمان ملل متحد تعداد 110 میلیون زن کمتر از مرد در جهان وجود دارد. این کمبود در سه منطقه چین، هندوستان و مناطق بالکان بیشتر میباشد و علت آن کشتن جنین دختر در زمان حاملگی مادر ست. با تکنیک جدید پزشکی در توان شناخت جنسیت نوزاد، مادران حامله با سقط جنین نیز در کشتار „زن کشی“ همدست میشوند. این تفکر به ادیان و مذاهب و یا گروههای خاصی تعلق ندارد بلکه ریشه آن در سیستم فئودالی ست که زن را موجودی ناتوان و „وبال گردن“ میداند „دختر“ زائیدن منجر به کم شدن وجهه اجتماعی مادران و همچنین فشار اقوام شوهر در این جوامع میگردد. این دختر کشی چین را دچار دموگرفی سختی کرده است و مردان جوان بدون زن مانده تا جائیکه بدنبال همسر و یا دوست دختر در جستجوی سختی میباشند.
تفکر فئودالی حاکم علیه زنان در جوامع سرمایه داری پایه محکم اش در دست سیستم سرمایه داری ست که فقط دنبال سود بیشتر از هر راهی میباشد . جامعه هم بدنبال آن راه افتاده که از کجا منافع بیشتری بدست آورد و کجا پول را انباشته کند، سیستمی که برای زنان را بعنوان بخش „ضعیف“ جامعه از این مبادلات دور نگهداشته و جای حمایتی نگذاشته است.
یک مرد تحصیلکرده، از جامعه و فرهنگ فئودلی همچنین از خانواده ثروتمند ویا حتی با افامت کوتاه و بلند در جوامع غربی سکولار در مورد مسئله زنان همچنان فئودالی فکر میکند و موازنه برابری با زنی که با او زندگی میکند را ندارد، چنین مرانی هم بوده اند که به قتل همسر دست زده اند. زیرا که انتظارات بیشتر ی برای تاءمین خواسته های خود از „زن“ در خانواده و اجتماع دارند. این „زن“ و „مرد“ کردن یک تفکرتاریخی ست و بقصد جدا کردن زنان به دسته ای فرمانبردار و بی هویت انسانیست.
کشتارهای اخیر زنان نوجوان و جوان در ایران ،کودک همسری همه برخاسته از این تفکرند که زنان را „وبال“ گردن دانسته و یا او را „اهریمنی“ هوس انگیز دیده که آبروی آنها را با دیر برگشتن بخانه ، فرار از خانه ویا فرار از ازوداج تحمیلی برده ست. این مردان زن ستیز مجوزی بنام „آبرو و ناموس“ برای مالکیت زن و بچه ست، برای تبرئه خود در جامعه بدست گرفته و در برابر قوانین قرون وسطائی ضد زن با همین بهانه از مجازات خود را رها میکنند. دخترانی که شاهد زمانی چنین قتلهائی هستند با این کشتارها خواهند دانست که هیچ انسانی آبروی دیگری نیست همانطور که هیچ انسانی مالک دیگری نیست . آزادی آبروی آزادگان ست./ N.P

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.